Willkommen | Welcome  

خوش آمديد | تماس با ما

 

خداحافظ ای ماه اشراق و رهایی

 

اکنون بهار حیات آخرین رمضان، آخرین نوازش ها را بر سر باغ می کشد. آخرین نفسهای مسیحایی را در او می دمد. دیری نخواهد پایید که وقت خداحافظی فرا رسد، شاید هم اکنون فرارسیده است و همین بغضی بر گلوی باغ می نشاند، دل آسمان می گیرد و باران اشک می‌بارد و از گوشه چشم برگها و شاخه ها جاری می شود. یاد اعجاز سبز بهار رمضان، دل باغ را به وجد می آورد، جهان نشاط می گیرد، آسمان به قرار می رسد و خورشید گیسوان طلایی اش را بر شانه های باغ می افشاند. اینک صدای رودخانه که با دهانی کف آلود به مستی آواز سر داده و سرودخوانان می گذرد، در فضا طنین انداز است.

جویبار با چراغهای حباب بر سر می رود که به رودخانه بپیوندد. به رودخانه که یاهوکشان سرود سر داده است‌‌: هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / بازجوید روزگار وصل خویش

 اکنون آخرین روز بهار رمضان است و یاد خداحافظی، دلهایمان را بی قرارانه در قفسه تنگ سینه هایمان به تپش درآورده است.

 

امشب آخرین نیایش ها و غزلها در اشتیاق دریا خوانده خواهد شد. امشب دل بی قرارمان یک بار دیگر خواهد بارید و از آن حضور بیکران برای یک مهمانی دیگر وعده خواهد گرفت؛ وعده‌اي سبز، برای ضیافت بهشتی، ضیافت دوست.

خدایا! فطر از فطرت است و فطرت ما را به نخستین روز آفرینش برمی گرداند. آنگاه که جبریل را فرستادی، تا از خاک زمین مشتی برگیرد و تو خمیره آدم را سرشتی.

 

 

عید فطر.. عید پایان رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ای است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست‌افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر در عید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم... اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست.

خدایا، مهربانا، پروردگارا، دوستا و آفریدگارا! نیک می دانستی که از خاک بودنم مرا از پرواز باز خواهد داشت و از آنجا که دوستم داشتی ، رهایم نکردی.

بهار رمضان را در چرخش ایام بر سر راهم قرار دادی، تا سر و تن، دل و جان، و خویشتن خویش را در بارش باران های رحمت تو ، باران های رحمت رمضانی ات، از هرچه آلودگی و سنگینی و گردوغبار، بشویم و پاک کنم.

تو مرا به مهمانی ات فراخواندی، تا در برابر نگاهت، در حضور باشکوه و مهربانت، در بارگاه معنوی ضیافت نورانی ات، دوباره به یاد فطرتم، خود خود خودم بیفتم، از وابستگی ها ، دلبستگی ها و روزمرگی ها، بگذرم و روح تنها و دل مظلومم را، در آن اعماق در آن انتها بیایم و در آن سویدای دلم، با فطرت نخستینم، با آینه ای که در برابر خوبی ها و پاکی ها و خودت داشتم ، به نماز فطر تو بیایم.

خداحافظ ای ماه زلال بارانی، ای ماه نسیم های بهشتی، خداحافظ ای ماه کوزه های کوثری ، ای ماه زمزمه های حیدری، خداحافظ ای ماه طلوع، اشراق، نور و رهایی ! تو امروز می روی اما بدان دل به فطرت رسیده من، تا حضور دوباره تو اشتیاق سبزش را به ذکر و تسبیح به شکوفه خواهد نشاند.

 

 

 

 

 

   

 


Embassy Address :jauresgasse 9 - A1030 Wien
Tel : (00431) 7122657 Fax : (00431) 7135733