|
"نوروز زيباترين جشن بهار"
مقدمه:
نوروز بدون شک، زيباترين جشن
ميان همه اديان و اقوام
منطقه و منطقي ترين مبدا
براي آغاز سال است. از ديدگاه نجومي،
نوروز زمان اعتدال ربيعي يعني هنگامي است
كه خورشيد روي مدار استوا قرار مي گيرد و
روز و شب برابر است. زماني است كه طبيعت از
خواب زمستان بيدار ميشود و زندگي نو آغاز
ميكند. هنگامي است كه زيبايي آفرينش در
والاترين چهره خود آشكار مي شود. به گفته
ابوريحان در التفهيم: «نوروز نخستين روز
از فروردين ماه و آغاز سال نو است .
ايرانيان باستان سال را خورشيدي
در نظر ميگرفتند ( بر اساس گردش زمين به
دور خورشيد) بر خلاف بابليان و ساميان كه
تقويم قمري داشتند ( بر اساس ارتباط ماه با
زمين ). ايرانيان سال را به دوازده ماه و هر
ماه را به سي روز بخش
ميكردند . نوروز در دوران هاي باستان به
هنگام آغاز فصل گرما يعني تابستان برگزار
مي شد، چون اول سال را تابستان ميدانستند
و از طرفي ايرانيان آن
زمان چهار فصل را نميشناختند
بلكه سال را به دو نيمه تقسيم ميكردند كه
نيمه اولش با «نوروز» آغاز ميشد و نيمه
ديگرش با «مهرگان» كه سرآغاز سرما يا
زمستان بود. از زماني كه دقيقا نميتوانيم
برايش تاريخي مشخص كنيم، نوروز و شروع سال
جديد به اول بهار منتقل گشت..
و از اين رو ايرانيان پيش از
نوروز خانه تكاني
ميكنند، همه جا را پاكيزه كرده و جامه نو
مي پوشند، اسفند و كندر و بخورهاي نيكو در
خانه مي گذارند، سفره هفت سين ميگسترند.
در آستانه سال نو همانند اوقات ديگر به
ستايش خداوند ميپردازند و اين ويژگي
فرهنگي ( ديني ) نوروز است.
ابوريحان بيروني متفکر و
انديشمند ايراني مينويسد: «به باور
پارسيان در اين روز، جهان هستي يافت و
آفرينش آغاز گرديد. براي برگزاري جشن
نوروز از 25 روز پيش هفت ستون گلي غلات و
حبوباتي چون گندم ، جو، برنج ، عدس،
باقلا، كنجد، ذرت، لوبيا، نخود، ماش و
غيره ميكاشتند و هر كدام بهتر رشد مي كرد
مي گفتند در آن سال زراعت آن غلات و حبوبات
سودمندتر خواهد بود.
در ششم نوروز
با پايكوبي و دست افشاني اين سبزه ها
را ميكندند و در روي زمين پخش كرده و يا
به آب ميسپردند.
در روي سفره هفت سين كتاب آسماني ، آينه ،
گلاب ، نقل سفيد، ظرفي پر از آب ، آويشن،
ظرفي از آب با ماهي شناور، با مجمع آتش،
برنج و خوراكهاي پخته (بدون گوشت قرمز ) و
هفت گونه ميوه، هفت چيزي كه حرف اول نام
آنها «س» يا «ش» بود مي گذاشتند. عدد هفت
هميشه در ايران باستان عدد مقدس دانسته ميشده
است . آسمان هفت طبقه است و زمين هم هفت
طبقه و برهر طبقه يك ملك موكل گماشته شده و
اگر در موقع تحويل سال هفت
سوره كه اول آن سين است خوانده شود،
براي مصون ماندن از بلايات موثر خواهد بود.
هر آنچه بر روي سفره هفت سين گذارده مي شود
معناي نمادي داشت:
سبزة تازه روييده ازغلات يا
حبوبات ( گندم و
جو يا ارزن و عدس) نشانه
باروري و خير و بركت و رنگ سبز آن رنگ ملي و
مذهب ايران باستان بود، كوزه آب نشانه
روشنايي ، آرد و نان نشانه بركت ، تخم مرغ
نمادي از نطفه و فرزند داشتن ، سمنو نشانه
افزايش روزي، سنجد نشانه مهر و عشق، سيب
نشانه باروري ، سكه نشانه
بينيازي و چيز داري ، نقل و شيريني نشانه
شيرين كامي، شير نمادي از غذاي نوزادان،
انار نمادي از باروري ، گل بيدمشك نشاني از
طراوت و شادابي و شاخه هاي كوتاهي از درخت
انار يا بيد يا انجير و زيتون به تعداد سه ،
هفت، دوازده و يا بيست و يك،
نشانههايي از
تقدس اند و آينه نشانه وجدان و بازتاب
انديشه و گفتار و كردار آدمي است و گذاشتن
چوب خوشبو روي آتشدان براي بهبود هواست .
از ديگر آيينهاي
نوروز ديد و بازديد بستگان و دوستان است.
سنت بر اين است كه كوچكتر ها نخست به ديدار
بزرگترها ميروند
و بزرگان خانواده به آنها ( به ويژه كودكان
) عيدي ميدهند.
اين ديد و بازديد ها و دست دادن ها و روبوسي
ها ، زداينده گله ها و دشمني ها و فزاينده
مهر و دوستي است .
همچنين در اين مراسم هدايايي به
خدمتگزاران و نيازمندان داده مي شود..
نوروز مراسمي است كه از دهها قرن
پيش با شكوهمندي خاص برگزار مي شده است .
پادشاهان هخامنشي در روز نوروز در تالار
آپادانا درتخت جمشيد مردم، نمايندگان
كشور هاي خارجي ، استانداران و طبقات
مختلف را به حضور مي پذيرفتند.
هديه مي گرفتند و هديه مي دانند كه در
برجستگي هاي ديوارهاي تخت جمشيد ديده ميشود
. در آن روزگار نوروز عام كه آغازش نخستين
روز فروردين و پايانش پنجم فروردين و
نوروز خاص كه آغازش ششم فروردين ماه
بود تقسيم مي شد.
هم چنين در زمان ديلميان و سلجوقيان
نيز مراسم نوروزي برپا مي شد. پادشاهان
غزنوي در ايام نوروز بر تخت مينشستند و
شعرا اشعاري را كه درباره نوروز سروده
بودند ميخواندند. جشن نوروز دوازده روز
طول ميكشيد و روز سيزدهم خانواده ها دسته
جمعي به بيرون شهر ميرفتند و در دشت و باغ
به بازي و پايكوبي و دست افشاني مي
پرداختند.
در دوره هاي اسلامي نوروز را به
سليمان پيامبر نسبت داده اند.
در آغاز اسلام و هم اكنون نيز مسلمانان
به نوروز چون يكي از اعياد بزرگ اهميت مي
دهند. در واقع تنها سنت غير سامي ميباشد
كه در دين مبين اسلام گرامي داشته شده و
مورد پذيرش قرار گرفته است. شعراي ايراني
اشعار گوناگوني در وصف اين پديده سروده
اند. شاهنامه فردوسي نيز
در باب نوروز ابياتي سروده است که در آن مي
گويد:
چو خورشيد تابان ميان
هوا
نشسته برو
شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتي فرومانده
از بخت
او
به
جمشيد بر گوهر افشاندند
مران روز را
روز نو
خواندند
سر سال نو
هرمز فرودين
برآسوده
از رنج
روي زمين
بزرگان
به شادي
بياراستند
مي
و جام و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند زآن خسروان يادگار
گفته شده است كه آدم در آغاز
فروردين آفريده شده و آن روز فرخنده اي است
براي طلب حاجات و برآورده شدن آرزوها ،
ازدواج و مسافرت ، علماي اسلام احاديث و
روايات بسياري در زمينه مستحب بودن
بزرگداشت نوروز، نماز و غسل و پاكيزگي
، ديد و بازديد و نيز دعاهاي مخصوص نوروز
در كتب روايتي نقل كرده اند كه مهمترين و
رايج ترين اين دعاها دعاي مخصوص تحويل سال
است. ( يا مقلب القلوب و الابصار – يا مدبر
الليل و النهار يا
محول الاحول والاحوال – حول حالنا الي
احسن الحال) . از جمله تحولاتي كه تحت تاثير
فرهنگ اسلام در آداب برگزاري
جشن نوروز حاصل گشته مي توان موارد ذيل
را برشمرد:
1 - حضور قرآن بصورتي ثابت و
گسترده بر سر
سفره و ميز هفت سين ، خواندن قرآن در ساعات
متصل به لحظه
تحويل سال، بوسيدن قرآن بوسيله يكايك
افراد مجتمع بر اطراف سفره عيد ، قراردادن
پول اعم از سكه و اسكناس در لاي قرآن و دادن
آن از سوي بزرگتر خانواده به كوچكترها.
2 – اجتماع در مساجد و زيارتگاهها
و انجام نمايشهاي اسلامي بصورت جمعي
در هنگام تحويل سال.
3 – نهادن ظرف بزرگ پر از آب زلال
آميخته به زعفران و گاهي
شكر و خواندن سوره مباركه «يس» (ياسين)
توسط چهل تن از حاضران و فوت كردن آنها به
طرف آب و سپس تقسيم آن آب ميان حضار به
عنوان هديه اي شفابخش و مبارك.
4 – قرائت دعاي تحويل سال.
5 – رفتن به ديدار سادات و علماي
محل و عرض تبريك به آنان و گاهي گرفتن
عيدي از دست ايشان.
6 – دادن لباس نو به مستمندان ،
توزيع برنج، روغن، گوشت يا ماهي ميان
خانواده هاي فقير بصورتي ناآشكار از جانب
متمكنين خيّر.
7 – پرداختن عيدي از سوي بزرگترها
به كوچكترها.
8 – تشرف به اماكن مقدسه.
9 – رفتن به زيارت اهل قبور در
آغازين روز سال نو.
10 – رفتن به ديدار مصيبت ديدگان
در سال گذشته - و مخصوصاً نزديكي هاي نوروز
– تحت عنوان «نوعيد».
11 – واجب شمردن «صله رحم» در
نخستين روزهاي سال تازه .
12 – تقدم قائل شدن به همسايگان و
بزرگان فاميل در «ديد و بازديد»
البته در طول تاريخ چند هزار ساله
ايران كساني هم
بودند كه سرسختانه براي متروك ساختن جشن
نوروزي كوشش مي كردند. مثلا برخي خلفاي بني
اميه از كساني كه نوروز
را جشن ميگرفتند، ماليات مطالبه ميكردند
و به گفته جرجي زيدان در كتاب «تمدن اسلامي
» مقدار آن زياد بوده و گاهي به پنج تا ده
ميليون درهم در سال بالغ مي شد.
نوروز جشني است كه از بوته آزمايش
تاريخ، سربلند بيرون آمده، از فراز و نشيب
ها گذشته در برابر يورش مهاجمين مختلف
ايستادگي كرده و از زير بار سنگين
حوادث پيروزمندانه بيرون آمده و هنوز چون
ستاره اي بر پيشاني تاريخ درخشان فرهنگ
ايران و گنجينه فرهنگ مثبت
بشري ميدرخشد.
در روزگار ما نه تنها نوروز با
شكوه هر چه بيشتر در ايران
جشن گرفته ميشود بلكه بزرگداشت آن در
سرزمين هايي هم كه متاثر از فرهنگ ايراني
بوده اند، نيز بطور گسترده انجام مي شود.
افغانستان ، تاجيكستان ، قزاقستان ، ترکيه،
ازبكستان و آذربايجان از ديگر كشورهايي
هستند كه نوروز را گرامي مي دارند.
پيشينه تاريخي نوروز
اعياد مهم ملي و مذهبي عالم، كه
معدود نيز نيستند، غالبا منشا گرفته از
واقعه برجسته اي هستند كه فرضا در روز و يا
زمان معلومي به وقوع پيوسته اند، خواه
اينكه تولد مرد يا زن نامداري باشد كه در
نظر عده اي از هموطنان و اصحاب و پيروان آن
فرد عزيز مي آيد و خواه حدوث پيشامدي را
پاس دارد كه منجر به نيكبختي و سعادت و
اعتلاء منزلت گروه و قوم معيني شده است و
يا اينكه روز استقلال مملكتي و پيدايش
نمادين پديده اي (چون آغاز شناسايي آتش و
عمران شهرها و ...) و پايان فصلي ( مانند
مهرگان ) و آغاز دوره اي (چون شروع بارانهاي
موسمي) است كه در هرحال به واقعه اي طبيعي،
سياسي ، نظامي ، اجتماعي ، مذهبي ، اقتصادي
و يا فرهنگي بر مي گردد و براي مجموعة
انساني معيني، كه حيات و هويت مشترك دارند
قابل درك و توضيح و سزاوار بزرگداشت است.
اما نوروز باستاني ايرانيان ، نه
از زمره آنگونه مستحدثات به شمار مي رود كه
زماني سده گونه را به خود اختصاص دهد و نه
در زمرة چنان اتفاقاتي است كه يكبار پيش مي
آيند و در بقيه ادوار ، ياد و خاطره و رسمي
را به صورتي تجليل از خود باقي مي نهند. به
عبارت ديگر نوروز را حتي امري قومي و قبيله
اي و ملي نبايد حساب كرد كه در محدوده
جمعيتي معدود
توان ثبت و ضبط و ارائه داشت. چرا كه نوروز
از ويژگي هايي برخوردار است كه قابليت شور
آفريني جاودانه و ماندگاري ابدي دارد.
نوروز جشن طبيعت
نوروز اسمي است طبيعي و نامي كه
برحسب ذات طبيعت بر چيزي گذاشته شود في
نفسه مستلزم وجود
سابقه تاريخي و يا ادبي خاصي نيست. نوروز
هنگامي است كه روزگار كهن زندگي را از سر
مي گيرد و زمانه و آنچه در اوست نو مي شود.
موجودات گيتي حياتي جديد
مي يابند و سال حقيقي دوره اي از ادوار
خويش را به پايان رسانيده وارد مرحله اي
تازه مي شود. از اين جهات است كه اين روز به
نوروز موسوم شده است. به همين ملاحظه نوروز
بزرگداشت ذات زمان است و بيان دارنده
حقيقت لايزال آن.
بدين گونه نوروز قاعدتا بايد از
اولين روز فروردين شروع شود و اول نوروز با
دخول آفتاب در برج حمل يعني نقطه اعتدال
ربيعي مصادف است.
در سبب بزرگ شمردن نوروز و علل
ماندگاري آن در خاطره ها ، ايرانيان نكاتي
را ذكر كرده اند:
1 – كيومرث كه نخستين پادشاه باشد
در روز نوروز از مادر زائيده شده است.
2 – هوشنگ شاه پيشدادي در همين
روز فرخنده پا به
عرصه وجود نهاده است.
3 – تهمورث در اين روز فرخ ديوان
تبهكار و مردم آزار را بند نهاده است..
4 – سام نريمان قهرمان ملي
ايرانيان در اين روز در پي سركوبي مردم
آزاران برخاسته و بنيان تبهكاري را واژگون
نموده و آسايش مردم كشور را پايدار ساخته
است..
5 – شاه گشتاسب و بانو كتايون و
جاماسب در اين روز آئين مزديسنا را
پذيرفته و از پيغمبر ايراني پيروي كردهاند.
جشنها و مراسم نوروزي
بزرگترين جشن ملي ايرانيان آداب
و مراسم خاص خود را دارد و صرفنظر از آنچه
كه تاكنون به عنوان مقدمات امر معرفي شده و
تمهيدات بسيار ديگري را نيز طلب ميكند كه
هرچند از گذشتهها تا امروز با تفاوتها و
تغييراتي مواجه بوده ولي در اساس، به صورت
مجموعهاي از آداب و سنن هماهنگ بر جاي
مانده است.
چشمگيرترين اين مراسم، شايد همان
چيدن سفرة هفت سين است كه علي الاصول بايد
در زمرة اصلي ترين تكاليف بر پاي دارندگان
جشن به حساب آيد. اقلامي كه در سفره نهاده
ميشود هركدام پيوستگي ويژهاي با آداب
اجتماعي دارد و يادآور امور مشخصي است كه
در سنتها خانه كرده است.
|